ب. هواشناسي و نورشناسي
دربارهٴ ترجمههاي كائنات جو ¿ يادداشت اين جانب دربارهٴ سُنّت ارسطويي در قسمت مربوط به ترجمه از يوناني. دربارهٴ شرح آلفرد سارشلي بر آن
¿ مترجمان عربي به لاتيني.
دربارهٴ رابرت گروستست ¿ فصل فلسفه.
ج. قطبنما
دنبالهٴ تاريخ قطبنما
تاريخ قطبنما كاملاً مبهم است، و اين عجيب نيست اگر در نظر داشته باشيم نخستين ناخدايان كه توانستند عقربهٴ مغناطيسي را براي تعيين جهت خويش به كار برند دليلي براي افشاي كشف خويش نداشتند، و برعكس انگيزههاي زيادي داشتند تا آن را به صورت يك راز شغلي از ديگران پنهان كنند. در بحث سابقم دربارهٴ اين موضوع (ج 1، ص 746) چنين نتيجه گرفتم كه با آن كه چينيان نخستين كاشف خاصيت جهتيابي عقربهٴ مغناطيسي بودند، نتوانستند از آن هيچ استفاهٴ منطقي بكنند. خود چينيان نخستين كاربرد عملي آن را به بيگانگان نسبت ميدهند، كه به احتمال كلي مسلمانان بودند. مسلماً تجارت دريايي ميان خاور دور و هند، ايران، عربستان و افريقا در انحصار مسلمانان بود.
اين كشف بزرگ، اگر زودتر نباشد، احتمالاً در اواخر سدهٴ يازدهم، صورت گرفته است. در توجه به منشأ آن، عجيب است كه قديميترين اشاره بدان در خارج از چين، نه در آثار عربي و فارسي، كه در نوشتههاي فرانسوي و لاتيني ديده ميشود؛ البته ما آن را در آثار الكساندر نكام انگليسي (وفات: 1217) ميبينيم كه از قطبنما به صورت يك چيز تازه صحبت نميكند، و در نوشتهٴ گويوي پرونسي (حدود 1205) و جيمز ويتري (حدود 1219). آخري آن را از هند ميداند. دايرةالمعارف توماس كانتمپري حاوي شرح قطبنما از نوع شناور است.
قديميترين اشارههاي اسلامي اندكي جديدتر است، به شرح زير:
1) در جوامعالحكايات، كه مجموعهاي از حكايتهاي فارسي است و محمد عوفي آن را در حدود 1228 ـ 1235، تأليف كرده، از ناخدايي صحبت ميشود كه راه خود را به كمك يك ماهي پيدا ميكند و اين ماهي به مغناطيس ماليده شده است.
2) در كنزالتجار، كه جواهرنامهاي است تأليف بيلك قَباجقي در 1282 ـ 1283؛ موٴلف از كاربرد يك قطبنماي شناور صحبت ميكند، و ميگويد كه خود در 1242 ـ 1243، آن را ديده است.
3) در البيان المغرب، تاريخ اسپانياي اسلامي و افريقا تأليف ابن عذاري در اواخر سدهٴ سيزدهم، در قسمت مربوط به سال 853 ـ 854 ه ق، به يك قَرَميط يا آهنربا اشاره ميكند؛ ولي مسلم نيست كه منظورش قطبنما باشد.